نیلانیلا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره

به امیداین که این وبلاگ بعدها یاداورخاطرات کودکیت باشد

اولین غذای نیلایی

در چنین روزی در تاریخ ٣٠ خرداد٩٢ نیلا جونم اولین غذاشو خورد. فرنی برات درس کردم.یه قاشق دادم با چه ولعی هم خوردی .خودم هم تست کردم.خیلی بی مزه بود ولی تو دوس داشتی. یه شیشه برات گرفتم ٣٨ تومن اصلا دوس نداری سر شیششو .من هی براتو خرج کنم توام انگار نه انگار . امروز بابا جونی میاد خونمون.هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااا ...
1 تير 1392

نیلا جونی

سلام قند عسلم. دیروز اقای روحانی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و تا نصف شب تو خیابونا جشن بود و صداش تا خونه ما میومد.توهم نمی تونستی از سروصدا بخابی  منم میگفتم بابا مردم بچه کوچیک دارن ارومتررررررررررررررررر.بردمت دکتر. باز وزن گرفتنت خوب نبوده تو این سه هفته که مامان بابایی اومده بود مواظبت باشه.تقصیر اونام نیس.نازتو باید بخرن تا شیر بخوری  شدی ٨ کیلو یعنی فقط ٣٠٠ گرم توی ٢٥ روز.سرلاک داده دکتر بهت بدم ولی میترسم شروع کنم.       ...
26 خرداد 1392

24خرداد

دخترم چه جیگری شدی برا خودت. هرروز خدارو شکر می کنم که تورو به من عطا کرده.هر چقدر شکر کنم کم کردم. جدیدا مدل خوابیدنت عوض شده.اخه این چه مدل لالا کردنیه. بر میگردی رو یه دستت بعدش سرتو تا میتونی میاری عقب شب تا صبح ١٠ بار سرتو صاف می کنم دو دقیقه بعد باز سرتو میبری عقب. الهی. عکس باید بزارم از طرز خوابیدنت   دیروز رفتم رای دادم برای انتخابات.دو ساعت تو صف بودم شب ساعت ١٠ نوبتم شد ...
25 خرداد 1392